همسفر با من باش!

همسفر با من باش در غروبی بی پایان ساحلی در کار نیست این دریای عشق من است عشق من و تو در میان امواج عاشقانه ترین عشق است در خیال من باش همسفر با من باش function get_cc(postid) {(i=0;i

همسفر با من باش

 
۱۸ مهر ۱۳۸٥
پایان!

سلام!!!

راستش!!! عمر این وبلاگ هم مثه خیلی از وبلاگای دیگه به سر رسید ...دوسال و چن ماه و چن روز!!!یادمه روزی که اولین پست این وبلاگ رو ارسال کردم کلی ذوق وشوق داشتم برای نوشتن...برای گفتن!!! میگن نوشتن باید تو خون ادم باشه!ما که خودمونو تو این دوسال کشتیم! تو خون ما یکی نبود !!!

راستی میدونید الان دارم به چی فکر میکنم؟به خودم !!!

خیلی از حرفا ناگفته موند!...............................................

فکر کنم این جمله رو یه چن باری در پست های قبلیم هم گفته بودم!!!

تو این پست اخری اصلا نمیدونم باید چی ی ی ی بگم!!!

ئمممم(حق کپی رایتش محفوظ!) خوشحالم از اینکه این وبلاگ بهانه ای شد تا دوستای خوب وگلی مثه شماها رو پیدا کنم!دوستای گلی که هیچ وقت همسفر با من باش رو تنها نگذاشتن!!!

فقط میتونم بگم ممنون!

................................................................. پایان

چوبین ـــــــــــــ

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]